« فصل اول »
روز خوبی بود ، بابچه ها توی پارک نشسته بودیم و حرف میزدیم .
آخرین روز امتحانات بودو برا ی تابستون پر بیکاری خودمو آماده میکردم .که نفس گفت :
+ بچه ها نظرتون در مورد ی کار باحال چیه ؟
مریم - مثلا چ کاری ؟
+ سفر
- نمی تونم بیام
مجله ترس و دلهره منبع
درباره این سایت